ضربت خوردن اميرالمؤمنين عليه السلام
السلام علیک یا علی ابن ابیطالب (ع)
در 19 ماه رمضان سال 40 هـ در نماز صبح در مسجد كوفه با شمشيري مسموم به دست ناپاك ابن ملجم منافق بر فرق مبارك اميرالمؤمنين(عليه السلام) ضربت وارد شد.
در 13 ماه رمضان سال 40 هـ حضرت مولي الموحدين علي بن ابي طالب اميرالمؤمنين(عليه السلام) بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند.در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بيان كلماتي دُرربار در حقايق اسلام، در آخر بيانات شريف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبي(عليه السلام) فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارك رمضان مي گذرد؟ امام مجتبي(عليه السلام) فرمود: 13 روز گذشته است. از امام حسين(عليه السلام)پرسيدند: چند روز باقي مانده است؟ امام حسين(عليه السلام) فرمود: 17 روز باقي مانده است. در اين هنگام اميرالمؤمنين(عليه السلام) دست به محاسن مبارك گرفتند و فرمودند: نزديك است اين موي من به خون سرم خضاب شود.
در شب 16 ماه رمضان سال 40 هـ اميرالمؤمنين(عليه السلام) در خواب پيامبر(صلي الله عليه وآله) را ديدند، و آن حضرت به نزديك شدن ملاقاتشان در بهشت به اميرالمؤمنين(عليه السلام) بشارت دادند، و اميرالمؤمنين(عليه السلام) به دخترشان ام كلثوم(عليها السلام) خبر دادند. در شب نوزدهم اميرالمؤمنين(عليه السلام)روزه را در منزل ام كلثوم(عليها السلام) افطار نمودند.
در شب 19 ماه رمضان سال 40 هـ وردان و شبيب كه با ابن ملجم در شهادت اميرالمؤمنين(عليه السلام) همراه بودند، در حين درگيري كشته شدند.
در سال چهلم گروهي از خوارج در مكه جمع شدند و بر كشتگان نهروان گريستند. سه نفر از آنان با هم پيمان بستند كه در يك شب اميرالمؤمنين(عليه السلام) و عمروعاص و معاويه را بكشند.
ابن ملجم كشتن اميرالمؤمنين(عليه السلام) را بر عهده گرفت و وارد كوفه شد و با كمك قطام بنت اخضر كه ابن ملجم قصد ازدواج با او را داشت، و با همدستي شبيب بن بجره و وردان بن مجاله تصميم خود را عملي كرد.
در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح، اميرالمؤمنين(عليه السلام) وارد مسجد شد و صداي نازنين ايشان به «يا ايها الناس، الصلاة» بلند شد.
سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامي كه در ركعت اول سر از سجده برداشت شبيب بر آن حضرت حمله ور شد، ولي شمشيرش خطا كرد. بلافاصله ابن ملجم لعنه الله حمله كرد و شمشير او فرق مبارك آن حضرت را شكافت و محاسن شريفش به خون فرق مباركش خضاب شد، و صداي مباركش بلند شد: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلي مِلَّةِ رَسولِ اللهِ، فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ».
صداي جبرئيل بلند شد: «تَهَدَّمَتْ وَاللهِ اَرْكانُ الْهُدي وَ انْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقي وَانْفَصَمَت العُرْوَةُ الْوُثْقي، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفي، قُتِلَ الْوَصيُّ الْمُجْتَبي، قُتِلَ عَليٌ الْمُرتَضي، قَتَلَهُ اَشْقَي الاَشْقياء»
ارسال کننده : مدیر سایت تاریخ : 7/6/1389